تجسم و عکاسی فیلم

تجسم و عکاسی فیلم

 معرفی

به عنوان یک پیگیری به مقالات قبلی من در مورد تجسم ،
در این مقاله من عکس های انتخاب شده بر روی فیلم را با شرح مفصلی از فرآیند فکر،
انتخاب ابزار و ملاحظات فنی که درگیر بودند، اشتراک گذاری می کنند.
من دو عکس کاملا متفاوت (هر دو منظره) را انتخاب کرده ام تا بحث کنم.
من امیدوارم که این عکس ها با روایت همراه آن را جالب و مفید برای شروع عکاسان فیلم
و شاید راهنمای عکاسان با تجربه تر در تکنیک ها و رویکردهای پیشرفته. 

در طول مقاله، در سه موضوع کلیدی (اسکن فیلم، دوربین دید، سیستم منطقه ای) بحث میکنیم،
من به طور خلاصه برای ارائه زمینه های اضافی،
احساس می کنم که به خواننده کمک خواهد کرد که مفاهیم و فرایندهای فنی را درک کنند.
بحث کامل این مفاهیم فراتر از محدوده این مقاله است،
اما من تلاشی برای ارجاع به نکات استراتژیک ارائه دادم که باید درمان جامعتری ارائه دهد.
اگر چه بعضی از اصول و ابزار در اینجا فقط برای عکاسان فیلم قابل اجرا هستند،
روند پردازش تصویری آن به طور عادلانه به عکاسان فرمت های آنالوگ و دیجیتال اعمال می شود.
باید تأکید کنم که ساخت هر عکس زیر، براساس فرایند تجسم و تقاطع نور است، بینش هنری و مهارت.

در حال حاضر حدود پنج سال پیش، در فهمیدن روند فیلم و تجسم، من از طیف گسترده ای از فرمت ها و سهام فیلم استفاده می کنم.
به طور خاص، از فرمت های کوچک، متوسط ​​و بزرگ با هر دو فیلم رنگی و سیاه و سفید استفاده می کنم.

من تبعیض ندارم من انتخاب خود را از ابزارهای مختلف برای هدف انتخاب می کنم
و اجازه می دهم که من شاهد و کنترل وضعیت را در دست بگیرم.

برای مثال، از 35 میلیمتر برای جابجایی افراد و اشیاء، فرمت های بزرگ
برای اشیاء استاتیک (عکس ها، مناظر، پرتره ها) و کیفیت تصویر فنی بالا و فرمت متوسط
​​به عنوان یک سازش عملی بین وزن مخصوص، کیفیت تصویر و
به سرعت در حال استفاده تغییر نور که در آن سرعت جریان کار از ذات است.
اگر چه انتخاب امولسیون های فیلم در 10 سال گذشته به طور قابل توجهی کاهش یافته است
هنوز تعداد بسیار زیادی از سهام فیلم های حرفه ای و مصرف کننده که از آنها انتخاب می شود وجود دارد.

این سال بر اساس زیبایی شناسی،
فرایند و ملاحظات فنی، ابزارهای انتخابی من در قالب های 4 × 5 و 8 × 10 و 4دوربین را مشاهده می کنید ،
هرچند من هنوز به شدت از فیلم رول و فیلم رنگ لذت می برم. شایستگی این انتخاب ها در توضیحات زیر آشکار خواهد شد.

بنابراین، با شروع این مثال اول، چشم انداز.
من عکس زیر تابستان گذشته را طی یک سفر پیاده روی به پارک ملی هوه در پارک ملی المپوس ساختمدر ایالت واشنگتن.
برای کسانی که با این منطقه آشنا نیستند، پارک ملی المپیک و
جنگل های باران زیبا آن یکی از گنجینه های پنهانی برای کاوش در ایالات متحده است.
این پادانز برای پیاده روی، کمپینگ، عکاسی حیات وحش و عکاسی چشم انداز است.

این عکس یکی از سایت های کلاسیک و زیبا در هوه است.
من این عکس را با توجه به خلق و خوی بصری آن به تصویر کشیدم،
نورپردازی جالب و رویکرد چالش برانگیز را انتخاب کردم.
این در واقع اولین سفر من به این پارک بود. در طول تحقیق من در مورد این پارک،
من خواندن و خواندن تمام بررسی های مثبت از مسافران و عکاسان دیگر را خوانده ام.
عکس ها را در مجلات و اینترنت دیده ام. اما حتی این حسابها نمیتوانستند
به زیبایی چشمگیر و خیره کننده ای که من با چشمان خودم شاهد آن بودند، عدول کنم.

تجسم و عکاسی فیلم

Mamiya 7II، 43mm f / 4.5 L، Fujichrome Velvia 50

روز قبل از این که در این پیاده روی منحصر به فرد قرار گرفتم، باران پیش رفته بود.
در طول یک تعطیلات در آب و هوای اطراف اواسط صبح، من در مسیرهای پیاده روی قرار گرفتم.
گذشته از پشه های مزاحم، من هرگز بیشتر در صلح با طبیعت احساس نمی کردم.
خلق و خوی پرطرفدار بود، هوا تمیز بود، و مناظر مسحور بود.


پیاده روی در این جنگل باران احساس می کردم که من در میانه زمین بودم.
زیبا و در عین حال سورئال … در صبح روز بعد،
نور خورشید شروع به شکستن کرد،و همانطور که در این مسیر در مسیر دنبال شدم،
در محل درختان افرا پوشیده از قوچان و درختان افراطی اطراف خیره شدم.
من از این دیدگاه ناراحت شدم که در آهنگ هایم متوقف شدم،
تمام وسایل من را از بین برد، و به دیدن این سایت زیبا غرق شدم.
پس از باران تازه، نورپردازی کنتراست سبز  را ایجاد کرد!

من مجبور شدم به سرعت کار کنم،
زیرا خورشید به زودی کنتراست بیش از حد (و غیر قابل کنترل) ایجاد می کند.
برای این صحنه، من به طور غریزی می دانستم که چه فیلم هایی برای گرفتن
جوهر و ویژگی های جسمانی در بازی وجود دارد: 
Fujichrome Velvia 50 .
همچنین Velvia 50 به عنوان فیلم شفاف یا فیلم معکوس شناخته شده شناخته شده است
که برای بیش از 25 سال انتخاب افسانهای برای عکاسان چشم انداز است.

این فیلم اسلاید شادی برای استفاده است
زیرا می تواند تصاویر زنده، کنتراست، اشباع، تیز و بسیار 3 بعدی ایجاد کند.
نقاط ضعف این فیلم این است که عرض جغرافیایی و دامنه پویا نسبت به فیلم های چاپی باریک است
که باعث می شود تا با نور کم مشکل شود.
با این حال، هنگامی که عکاس در فرمان و کنترل نور و تکنیک خود است، Velvia 50 کالا را ارائه می دهد.

گزینه های دیگر ابزار من برای این عکس، دوربین متوسط ​​من، Mamiya 7 II و یک لنز زاویه دید، Mamiya 43mm f / 4.5 L.
در فرمت 6×7 سانتی متر، فاصله کانونی 43mm دارای زاویه دید است که شبیه به لنز 21mm در فرمت 35mm دیده می شود.
این دوربین با توجه به وزن سبک، اندازه نسبتا کوچک،
چند زنگ و سوت، و کیفیت تصویر فوق العاده، این دوربین را برای پیاده روی در طول سال تبدیل کرده است.
این سیستم خیلی خوب است که حتی رقابت با فیلم 4 × 5 را رقم می زند. هرگز به من اجازه ندادن

هدف من با این قرار گرفتن در معرض این بود که نواختن تقاطع نور، زمین و رنگ روشن را به دست آورید.
پس از تنظیم صحنه با کارت ترکیب من ، ترکیب هر منظره یاب خارجی را تنظیم می کنم.
من فاصله فوکوس تا 7 فوت را تنظیم کردم و دیافراگم را به f / 16 متوقف کردم.
برای فیلتراسیون، از یک فیلتر پلاریزه استفاده کردم تا برخی از انعکاس نور را از قطرات باران بر روی شاخ و برگها بردارم.
و برای تنظیم تعادل رنگ سفید، از فیلتر گرم شدن 81A استفاده کردم .

در این سناریو، منطقی برای فیلتر گرم کردن دو برابر است.
اول، می توان آن را به عنوان یک ابزار خلاق برای تنظیم درجه حرارت رنگ نور محیط برای تنظیم تعادل رنگ در شفافیت استفاده می شود.
دوم، با توجه به تجربه این فیلم، Velvia 50 تمایل دارد که یک فیلم “سرد” باشد،
به این معنی که اگرچه این یک فیلم متعادل کننده نور روز است، به نظر می رسد یک “خنک تر” یا یک نمایش آبی تر به صحنه،
مخصوصا هنگامی که در مناطق بسیار سایه دار مانند در این صحنه استفاده می شود.

تعادل رنگ سفید در عکاسی فیلم، یک موضوع بسیار جالب است که بحث خود را در مقاله دیگری محترم می دارد.
به طور کلی، سایه ها عمدتا با نور آبی روشن، به ویژه از نور آسمان در سایه باز است.

اگر عکاس اقدام به فیلتر کردن این آبی بیش از حد نداشته باشد، در نتیجه صحنه حاصل می شود که ممکن است سرد شود.
از سوی دیگر، اگر عکاس برای خلق و خوی خنثی مانند یک صحنه زمستانی خواسته باشد، پس اصلا لازم نیست.
در مقایسه با فیلتر 81A یک فیلتر گرم شدن کم قدرت است و به دنبال افزایش قدرت توسط 81B، 81C و 85 سری می باشد

برای تعیین نوردهی مناسب برای هر دو اسلاید و فیلمبرداری،
یک نسخه اصلاح شده 
سیستم منطقه ای را تمرین می کنمکه توسط آنسل آدامز و فرد آرچر در 1939-1940 پیشگام بود.
بحث در مورد این مفهوم به مراتب فراتر از محدوده این مقاله است،
اما اساسا سیستم منطقه یک رویکرد سیستماتیک برای تعیین قرار گرفتن مناسب و توسعه فیلم برای یک صحنه است.

این بر اساس مقادیر روشنایی یک صحنه است که به مناطق استاندارد شده قرار گرفتن در معرض از “صفر” تا “ده”،
با سیاه خالص نشان دهنده منطقه ، سفید خالص نشان دهنده منطقه X، ​
درجات مختلف جزئیات سایه و تونالیت از منطقه I از طریق IV، midtones در منطقه V،
و درجات مختلف از جزئیات برجسته و تونالیت از منطقه VI تا IX.


در عمل، زونهای دوم تا هشتم مفیدترین هستند، زیرا آنها نشان دهنده طیفی از بافتهایی هستند که ما در موضوعات ما میبینیم.
برای کسانی که علاقه مند هستند، من به شدت توصیه می کنم کتاب فرد Picker، “کارگاه VI منطقه VI “،
که یک روش ساده و کاربردی از سیستم منطقه را فراهم می کند.
برای تجزیه و تحلیل فنی خالص و توضیحات اصلی، کتاب عریض Ansel Adams، ” Negative: The Ansel Adams Series 2 ” باید بخواند.

با توجه به استراتژی قرار گرفتن در معرض این صحنه، در مقایسه با فیلم های چاپی،
ضروری است در عکاسی فیلم اسلاید، برای برجسته سازی مورد استفاده قرار گیرد.
با توجه به عرض جغرافیایی فیلمبرداری اسلاید، اگر برجستگی ها بیش از حد ظاهر شوند، این جزئیات عمدتا از بین می روند.

البته استثنائات در این استراتژی وجود دارد، به ویژه
اگر نقاط ضعف در صحنه وجود داشته باشد یا اگر جزئیات برجسته ای برای علاقه عکاس نباشد.
برای این صحنه، من دلم برای حفظ جزئیات برجسته ای که ممکن است در شاخه های با نور پس زمینه وجود داشته باشد.
برای این منظور، من برجسته در شاخ و برگ پایین سمت چپ قاب را اندازه گرفتم
و آن مقادیر بالا را در منطقه VII قرار دادم و تمام مناطق دیگر قرار گرفتن در معرض قرار گرفتم. پیشین،

اصل مهم که در آن یک عکاس باید در فرمان کامل باشد
تا به درستی تنظیم و تفسیر یک متر نور نقطه ای این باشد که هر متر نور
(هر دو در داخل دوربین یا یک ابزار اندازه گیری خارجی خارجی)
به طور خودکار یک مقدار قرار گرفتن در معرض که در منطقه( Vmidtones) می افتد،
صرف نظر از اینکه صحنه روشن یا کم نور است.
این چیزی است که یک نور سنج به طور پیش فرض طراحی شده است.
مسئولیت عکاس این است که برای لغو مناسب منطقه مورد علاقه، آن را لغو کنید.

این را نمی توان بیش از اندازه مورد توجه قرار داد: یک متر نور یک چیز را می بیند و تنها یک چیز است و آن منطقه V یا وسط مقیاس منطقه است.
این جایی است که مهارت عکاس مهم است، مخصوصا هنگام استفاده از فیلم اسلاید،
که با خطاهای قرار گرفتن در معرض بی معرفت است. از سوی دیگر،

راه های بسیاری وجود دارد که عکاس می تواند متر را برآورده کند،
بسته به اینکه آیا او از یک متر دستی یا دوربین دوربین استفاده می کند یا بر روی ویژگی های شماره گیری های فردی.
برای مدل دوربین خاص من فقط می توانم جبران نوردهی را از -2 تا +2 در ثبات یک سوم افزایش دهم،
که برای فاکتورهای مختلف فیلتر و جبران نوردهی به حساب نمی آید. ترفندهای ساده برای حل این مشکل وجود دارد.

اگر فاکتورهای فیلتر چندگانه را داشته باشم، به طور معمول این عوامل را به شماره گیری
سریع فیلم وارد می کنم که به طور موثری “دوربین” را در معرض “سرعت” قرار می دهد.
برای جبران نوردهی، من این مقادیر را به دیجیتال جبران نوردهی وارد می کنم.
همچنین می توانید این تنظیمات را مخلوط کنید و مطابقت داشته باشید. این بسیار ساده است.

 

پس از بازگشت به این نورپردازی، از آنجا که من خواسته شد که شاخ و برگ روشن در Zone VII قرار بگیرم،
من در جبران نوردهی +2 به دیجیتال گشتاور قرار گرفتن در معرض انتخاب به طور عمدی سوئیچ متر را انتخاب کردم،
که به طور خودکار می خواهد قرار گرفتن در معرض را به منطقه V برای هر دو سرعت فیلم امتیاز (شاخص قرار گرفتن در معرض 40)


و عوامل فیلتر برای( polarizer (+ 1/3/3 توقف و فیلتر (81A (+ 1/3 توقف،
من وارد این مقادیر را به شماره گیری ISO با کاهش سرعت جعبه ISO 50 برای این عوامل، به پایین حساب می شود.
در نهایت، از حالت اولویت دیافراگم استفاده کردم و از آزمایشگاه به طور طبیعی توسعه دادم.

از آنجایی که من هنوز در حال توسعه دادن فیلم خودم نیستم (یا من یک اتاق تاریک یا بزرگنمایی اپتیموری ندارم)،
فیلم من به طور حرفه ای در خدمات عکاسی Northcoast در Carlsbad، CA توسعه یافته، اسکن،
چاپ و رتوش بسیار عالی خدمات. آنها یک کار عالی و خدمات مشتریان را در سرتاسر جهان انجام می دهند.

من رابطه کار خوبی با تکنسین فیلم من، اسکات داشتم، با این که من همیشه می توانستم زمانی که درخواست می شد،
تنظیمات مناسب را برای فیلم سازی ایجاد کنم. من به شدت آنها را توصیه می کنم. با تشکر، بانی و اسکات!

برای نمایش وب، من به طور اسکن تمام 120 منفی،
اسلاید و ورق فیلم من با استفاده از 
اسکنر Epson V850 Pro Flatbed. اسکن کردن نسبتا آسان است،
گرچه برخی از تمرین ها برای یادگیری و تنظیم تنظیمات انجام می شود.

یک منبع عالی که برای اسکن فیلم توصیه می شود، آموزش کنت لی در صفحه اسکن است.
آقای لی هنرمند درخشان و الهام بخش، عکاس بزرگ متخصص بزرگ، نجیب زاده و بسیار مایل به کمک است.

اسکنر اپسون تصاویر با کیفیت بالا را با رزولوشن نوری با 6400 نقطه در اینچ فراهم می کند،
رزولوشن اسکن 6400 در 9600 نقطه در اینچ و رزولوشن های مختلف خروجی با رزولوشن 12،800 نقطه در اینچ،
هرچند بهترین خروجی احتمالا در 2400 نقطه در اینچ است
بحث با مدل های قبلی برای من 8 × 10 منفی، از 2400 نقطه در اینچ استفاده می کنم؛
برای من 4 × 5 منفی، من استفاده از 3200 نقطه در اینچ؛ و برای من 6 x 7 سانتی متر و منفی 6 x 4.5 سانتی متر،
من استفاده از 4800 نقطه در اینچ. 
توجه داشته باشید،
اسکنرهای مسطح شده احتمالا بهترین فیلم اسکن 35 میلیمتری نیستند.

من همیشه فیلمبرداری 35 میلی متری را در خدمات عکاسی Northcoast در زمان توسعه انجام دادم،
زیرا آنها دارای یک اسکنر فیلم 35 میلی متری هستند.

پس از تکمیل اسکن اپسون، فایل را به صورت فرمت TIFF lossless ذخیره می کنم.
از آنجا، می توان فایل را به برنامه نرم افزاری بعد از پردازش انتخاب کرد.
در این مرحله، من حداقل پس از پردازش، گاهی اوقات هیچ.

منطق این است که “تنظیمات” معمولی که معمولا در پردازش دیجیتال امروزه مورد استفاده قرار می گیرند
“مخرب” هستند و می توانند تصویر را کاهش دهند.
بنابراین، تقریبا هر گونه دستکاری در فایل TIFF اسکن شده، امکان تصویر را کمتر به نظر می رسد مانند فیلم
و بیشتر مانند دیجیتال، که بسیار نامطلوب است. گاهی اوقات، من تنظیم مختصری یا تنظیم برجسته در فتوشاپ را ایجاد می کنم،
گاهی اوقات “نقطه” تصویر برای حذف نقاط گرد و خاک قابل توجه (که یک مشکل رایج از ورق ورق)،
و اغلب تصویر برای تنظیم نسبت ابعاد برش.

در غیر این صورت، من تمام تلاش خودم را برای به دست آوردن حق قرار گرفتن در معرض دقیق جزئیات سایه را ثبت می کنم،
به طور مناسب فیلم را با ارتباط خوب با تکنسین فیلم من به منظور مناسب به برجسته سازی به منطقه انتخاب،
و سپس به درستی اسکن منفی و یا اسلاید.
پس از انجام تنظیمات جزئی یا محصول، فایل را به عنوان یک پرونده اصلی PSD lossless ذخیره خواهم کرد.
پس از آن، می توانم تصویر را به هر رزولوشن مورد نیاز برای چاپ، معمولا به عنوان یک فایل JPEG، کاهش دهم.

بازگشت به این عکس، پس از بررسی سمت در جدول نور، نتیجه خیره کننده بود:
رنگ های غنی و کنتراست با ظاهر بی نظیر 3 بعدی. تقریبا به نظر می رسید
که شما می توانید دست های خود را در اطراف تنه های افراطی قرار دهید یا از برگ های سرخ شده عبور کنید.
من اسلاید را در 4800 نقطه در اینچ اسکن کردم. ابعاد واقعی واقعی این فرمت 6 × 7 سانتی متری 56 میلیمتر و 72 میلیمتر است
(هر سیستم دوربین یک ابعاد طولانی دارد). با این وضوح خروجی و ابعاد فیلم، اسکن تصویر 144 مگاپیکسلی را به دست آورد.
در فتوشاپ، تنظیم کوچکی برای روشن کردن تنه افراطی پیش زمینه ایجاد کردم و سپس قاب را به نسبت عرض 5: 4 برش دادم.

به طور کلی، من با تحویل بسیار خوشحال شدم. احساسات، تعاملات برجسته و سایه ها و سبزهای زیبا،
چیزی را که من با چشمان خود شاهد بوده ام و در ذهنم تجسم شده است، همانطور که قرار گرفتم.
از نظر فنی، Velvia 50 دقیقا همان چیزی است که برای انجام آن طراحی شده است.

به تازگی، این پیاده روی کوتاه مدت به یاد ماندنی بود.
جالب توجه است، در ساعات بعد و طی 4 روز بعد از این قرار گرفتن در معرض،
یک ابر در آسمان وجود دارد. جنگل های باران با نور تند و تلخ و کنتراست پر شده بودند که این شاخه ها را به طور موثری به پایان رساند.
من با این کار خوب بودم چون شوتم را گرفتم و به آسمان زیبا رسیدم که در طرف دیگر پارک حرکت می کرد 🙂

به عنوان یک نقطه تاریخی، برای کسانی که با فیلم اسلاید آشنا نیستند،
مهم است که توجه داشته باشید که به طور سنتی،
هیچ تصویر اسکن شده مبتنی بر وب هرگز به وضوح کامل و سه بعدی شفافیت نگاه نکنید جدول.
مطمئنا اسکن درام با وضوح فوق العاده بالا می تواند جزئیات بیشتری را استخراج کند،
اما هنوز 3 بعدی را تکرار نخواهد کرد. همانطور که از نامش بر می آید،
اسلایدها نیز طراحی شده اند که  بر روی یک صفحه نمایش قرار می گیرند،
که در آن رزولوشن کامل می تواند لذت بخش باشد.
متأسفانه پروژکتورهای دیگر در تولید نیستند و در بازار مورد استفاده کم است.

بعد، باقی ماندن در قلمرو مناظر، من عکس زیر را برای اشتراک گذاشتن و بحث در مورد آن انتخاب کردم.
من این عکس را ماه گذشته در محل مورد علاقه ام برای پیاده شدن و عکاسی، Torrey Pines State Nature Reserve ساختم.
برای این عکس، من یک چشم انداز را انتخاب کردم، Yucca Point، که نمایش کلاسیک از سن دیگو ساحلی را فراهم می کند.

من امیدوار بودم که تصویری را ایجاد کند که نقطه تقاطع نور،
زمین و دریا را در غروب خورشید ثبت کند و یک صفحه مداوم از جزئیات بافت و تونالیت را از نزدیک به دور ثبت کند.
پیش از این، طی 2 سال گذشته، تلاش های این تصویر را در غروب خورشید انجام داده ام،
اما در معرض نور خورشید با شدت و شدت ناچیز،
یا نور صاف به علت آسمان پر از ابرها، مواجهه هایم ناخوشایند بود.

چیزی که من امیدوار بودم پوشش ابر وحشی بود با پچ نور خورشید
یک طرفه در نزدیکی افق برای به اشتراک گذاشتن  لمس  از کنتراست به چشم انداز.
من چندین روز اختصاص دادم تا این سایت را از بین ببرم و منتظر شرایط مناسب باشم.
اگر چه این کاملا روشنایی نبود که من جستجو میکردم چه طبیعتی به اندازه کافی خوب بود.
اولین عکس زیر یک عکس پراکنده ساخته شده با آی فون من است تا نشان دهد آنچه را که از طریق کارت خوان خود دیدم دیدم.

 

آی فون 4S @ 4.28mm، ISO 50، 1/726، f / 2.4

آی فون 4S @ 4.28mm، ISO 50، 1/726، f / 2.4

برای ایجاد این عکس، ملاحظات چندگانه وجود دارد، اما مهمترین آنها کیفیت نور، کنتراست، رابطه نزدیک نزدیک و فوکوس است.
از لحاظ شرایط آب و هوایی، نزدیک به غروب خورشید بود.
آسمانها عمدتا ابری بود، اما نور خورشید به طور متناوب حمام چشم انداز بود.
من دوربین خود را در زاویه نزدیک به 90 درجه به نور حادثه قرار دادم که در نزدیکی افق به سمت غرب بود.

همانطور که پوشش ابر تکامل یافته است، کنتراست متناوب بین کم و متوسط؛ کنتراست متوسطی بود که من دنبالش کردم.
چشم انداز ساختار مورد علاقه در پیش زمینه، زمین میانی، و فاصله ای بود که من می خواستم در فوکوس تیز نشان دادن.
با این ملاحظات در محل، من انتخاب یک فرمت 8 × 10 “، Tachihara 8X10 دوربین دید درشت و کداک Tri-X فیلم،
که یک فیلم افسانه ای از لحاظ تونالیت، زیبایی شناسی، کنتراست متوسط ​​و عرض جغرافیایی و محدوده دینامیکی آن است.

4S @ 4.28mm، ISO 50، 1/421، f / 2.4

4S @ 4.28mm، ISO 50، 1/421، f / 2.4

به طور خلاصه، برای آن دسته از خوانندگان که با یک دوربین دیدار نا آشنا هستند،
این نوع دوربین عکاس، مزایای استفاده از کنترل فوکوس و شکل چشم انداز را براساس هواپیماهای دستکاری سوژه،
لنز و فیلم بدون داشتن برای کنترل عمق میدان به شدت به پایین دیافراگم لنز را متوقف می کند،
در مقایسه با دوربین معمولی «سفت و سخت» که در آن هواپیما های فوق الذکر با یکدیگر موازی هستند و ثابت می شوند.
برای زمینه های اضافی در این نوع دوربین، تعداد زیادی از منابع چاپ و اینترنت در این موضوع وجود دارد.

برای فهم این دیدگاه، من یک لنز زاویه متوسط ​​را انتخاب کردم، Fujinon-A 240mm F / 9. در فرمت 8 × 10 این فاصله کانونی،
زاویه دیدی مشابه آنچه که با فاصله کانونی 32 میلی متر در فرمت 35mm دیده می شود، فراهم می کند.
برای تمرکز دوربین دید، عکاس ابتدا باید تصمیم بگیرد که در آن هواپیما “بهترین تمرکز” دروغ باشد.

با توجه به جزئیاتی که من برای تصویربرداری در ناحیه نزدیک، وسط و دور، دروغ گفتم،
هواپیما از “بهترین” تمرکز بر روی یک هواپیما بین سنگهای پیشقراط، غلطک در وسط، بلبل به سمت بالا سمت چپ دروغ گفت.
برای تمرکز دور، من به جای شبه جزیره دورتر از بالا به سمت چپ انتخاب کردم،
زیرا جزئیات دقیقی را برای تعیین تمرکز دور مورد نظر قرار دادم.
و این جایی است که سرگرم کننده شروع می شود! من “حرکات” دوربین دیدم (به عنوان مثال

توضیحات کامل دیدگاه دوربین تمرکز و حرکات و عمق میدان ملاحظات بسیار فراتر از دامنه این مقاله است.
با این حال، این عاقلانه است که در اینجا بگوییم که اصل اصلی دوربین تمرکز دوربین بر اساس دو قانون مهم است:
اصل Schemapflugو قانون لولا. اساسا این اصول می گویند
که بهترین فوکوس زمانی حاصل می شود که عکاس دوربین دوربین را تنظیم می کند
به طوری که هواپیما موضوع، لنز و هواپیما فیلم با نقاط و خطوط به خوبی تعریف شده است.

تجزیه و تحلیل هندسی جالب، پیچیده و دشوار است برای درک در ابتدا. بعضی چیزهایی وجود دارد
که هنوز در مورد هندسه درک نمی کنم، و محاسبات بسیار دشوار و غیر عملی است که در زمینه به کار برده شود،
مخصوصا وقتی که سعی در گرفتن نور و زمان از ذات باشد. عمق میدان ملاحظات حتی پیچیده تر –
من حتی نمی خواهد وجود دارد. با این وجود، برای کسانی که علاقه مند به تجزیه و تحلیل فنی خالص هستند،
من توصیه می کنم انتشارات متعدد Harold Merklinger (در دسترس در PDF) در
وب سایت خود ،
از جمله “اصول دوربین تمرکز مشاهده “.

به هر حال، آقای Merklinger مهندس و پیشگام در نظر هندسه دوربین است.
برای ساده کردن موارد، عکاسان بسیاری از دوربین های عکاسی با استفاده
از چک لیست ها به خوبی تعریف شده و مورد بررسی قرار می گیرند
تا دوربین را به طور موثر تمرکز کنند. چندین مورد خوب وجود دارد،
اما من ترجیح می دهم ” لیست چک برای مشاهده کاربران دوربین ” هوارد بوند “زیبا “.

بازگشت به عکس، هنگامی که من تمرکز مورد نظر را به دست آوردم،
توجه من به فیلتراسیون نور و اندازه گیری را به خود جلب کرد.
یکی از ابزارهای مهم که عکاسان سیاه و سفید فیلم در فرآیند تجسم استفاده می کنند،
فیلتر کنتراست هستند که می توانند برای انتخاب رنگ های جداگانه و تنظیم کنتراست استفاده شوند.
به طور شگفت انگیز، برخی از عکاسان به استفاده از آنها اعتقاد ندارند، ترجیح می دهند
تا در طول فیلم و پس از آن و در مرحله چاپ، کنتراست را تنظیم کنند.
عکاسان دیگر به شدت به این ابزارها تکیه می کنند.

شخصا، من اغلب از فیلتر کنتراست استفاده می کنم، اما زمانی که یک اثر خاص وجود دارد
که می خواهم آن را انتخاب کنم، از آنها استفاده می کنم.
برای مناظر، فیلترهای کنتراست می تواند برای روشن کردن یا تیره کردن آسمان،
شاخ و برگ، و سنگ ها، و همچنین کنتراست بین ابرها و آسمان را افزایش دهد.
برای این صحنه، من تصمیم گرفتم از فیلتر کنتراست استفاده نکنم.
تنها فیلتری که من استفاده کردم، یک پلاریزاسیون برای کاهش تابش خیره کننده از اقیانوس بود.

برای استراتژی قرار گرفتن در معرض، اصل هدایت برای فیلم چاپی یا منفی، این است
که عکاس باید برای سایه ها افشا کند و فیلم را تنظیم کند تا برجسته سازی شود. این یکی بزرگ  است،
زیرا اگر جزئیات سایه بر روی منفی قرار نگیرد، در چاپ نمایش داده نخواهد شد. ساده است.
مطمئنا، هنگامی که یک منفی ایجاد می شود، عکاس می تواند براحتی بسوزد و بسوزد، اما جزئیات سایه ثابت مانده است.

با در نظر گرفتن جزئیات سایه، مهمترین تصمیم برای عکاس (که برای چندین سال بحث و بررسی شده است)
تبدیل به منطقه ای می شود که باید سایه ها قرار گیرد.
عکاسان سالها استدلال کرده اند که سایه ها در مناظر باید در منطقه III قرار گیرند،
در حالی که دیگران ادعا می کنند که باید در منطقه IV قرار گیرند. بنابراین پاسخ درست چیست؟

برای من آسان است: سایه ها باید قرار بگیرند، جایی که عکاس می خواهد آنها را قرار دهد.
این ساده است همانطور که با بسیاری از جنبه های دیگر در عکاسی، قوانین سختی در مورد هر چیزی وجود ندارد.
اگر عکاس بخواهد جزئيات سايه اي در يک صحنه داشته باشد، پس سایه ها را در منطقه IV انتخاب مي کند.
از سوی دیگر، اگر عکاس در نقاط سایه دار جزئیات یا تونیک (یا شاید هیچکدام) نداشته باشد،
سپس قرار گرفتن در یک منطقه پایین تر مناسب خواهد بود.

باز هم، این همه به روند تجسم می رسد. هرچند که عکاس در ذهن شکل می گیرد و مایل به ترجمه آن به تصویر نهایی می شود،
باید از هر روش و روش هایی که برای رسیدن به آن ضروری است، استفاده می کند،
حتی اگر آن را در میان دانه های “عقل متعارف”، که می تواند گاهی اوقات، در نظر من فروتنانه، یک کشش ناگوار را بر روی خلاقیت ایجاد می کند.

برای این صحنه، من خواستم حداکثر جزئیات را در ناحیه های سایه در سنگ های
پیشقوی نگه داریم که نشان دهنده «دایره قرمز» در عکس آیفون است.
این نیاز به سایه ها در منطقه IV دارد. روشنایی این سنگها بسیار نزدیک به منطقه IV بود.
برای توسعه برجسته، باید تعیین کنید که در آن سقوط در صحنه و جایی که آنها باید در منفی توسعه.
در این جا، من دلم برای برجسته سازی سنگ های ماسه سنگ موجود
در وسط قاب به عنوان در منطقه VI، نشان داده شده توسط “دایره سبز” است.

(توجه داشته باشید که بین گرفتن تصویر فوری و قرار گرفتن در معرض دوربین،
روشنایی تغییر یافته به طوری که شدت نور از آن نشان داده شده در عکس آیفون کاهش یافته است).
از این رو، با استفاده از نقطه نقطه من با شاخص قرار گرفتن در معرض فیلم (من انتخاب جعبه ISO سرعت 320)
و عامل فیلتر برای polarizer (+ 1/3/3 متوقف) تماس گرفته شده، من سایه ها را اندازه گیری،
که مقدار روشنایی که یک بار دیگر، به طور خودکار به طور پیش فرض در منطقه V قرار دارد.
سپس دیجیتال EV را برای تنظیم زون IV منطقه چرخانده و سرعت شاتر را خواند.
از آنجایی که برجستگیها در حال حاضر من آنها را مورد ارزیابی قرار دادم،
از رشد آزمایشگاهی از آزمایشگاه درخواست کردم.

از آنجا که میدان قابل استفاده از یک عدد 8×10 منفی است 7.75 x 9.75 اینچ است،
در 2400 dpi اسکنر تصویر 435 مگاپیکسلی را فراهم می کند که مقدار زیادی دارد.
برای اهداف من، اسکن با رزولوشن بالاتر برای فیلم 8 × 10 بیش از حد خواهد بود.

در فتوشاپ، تنظیمات مناسبی را برای کنتراست انجام دادم، چندین نقطۀ گرد و خاک را حذف کردم و تصویر را به نسبت 5: 4 تقلیل دادم.
همانطور که عکس نشان می دهد، کنتراست متفاوتی، اما دلپذیر،
در اطراف چشم انداز، جزئیات سایه کامل در سنگ های پیشقوی، وضوح خوب در سراسر قاب،
جزئیات بافت زیبا از نزدیک به دور و عمق کافی از میدان.
به طور کلی احساس کردم که تصویر زیبایی و روحیه صحنه را به خوبی به تصویر میکشد.

 

Tachihara 8 × 10، Fujinon-A 240 میلی متر f / 9، کداک Tri-X

Tachihara 8 × 10، Fujinon-A 240 میلی متر f / 9، کداک Tri-X

 

امیدوارم از این مقاله در عکاسی و تجسم فیلم لذت برده باشید.

تجسم _روند ساخت یک عکس

پست های مرتبط

نظر دهید