تجسم

تجسم: شکار برای نور

تجسم: شکار برای نور

در مقاله اخیر من در مورد تجسم ، من اهمیت تاریخی و مدرن این مفهوم را در عکاسی
و همچنین نقش یک کارت ترکیبی در برهم زدن بینایی در ذهن به تحقق ملموس آن در یک تصویر مورد بحث قرار دادم.
در این مقاله پیوسته، من در مورد مواجهه با دیگر جنبه های حیاتی تجسم بحث خواهم کرد که جنبه های ملموس را، اگر فراتر از آن، فراتر برند.

در اولین مقاله من تصور می کردم که بینایی هنری، نور و مهارت عکاس سه جزء ناپایدار است
که پایه ای برای ساخت یک عکس می باشد. نور، به ویژه نور طبیعی، ابزار قدرتمند و گران قیمت برای عکاسان است.
بسیاری از عکاسان ممکن است از ابتدا برای نور گرفتن نور مورد نظر خود راضی باشند.
دیگران باید صبور باشند و منتظر لحظه ای باشند
سپس آن عکاسان پرشور و هنرمندان را انتخاب می کنند که شکار نور را به عنوان یک چالش و سفر دنبال می کنند.

برای بررسی بیشتر نقش های جداگانه ای که دیدگاه هنری و نور در این فرآیند دارند،
من با شما از وقایع پس از ساخت یک عکس برجسته به اشتراک می گذارم.
این یک داستان رویایی، وسواس و استقامت است که منجر به تصدیق این عکاس شده است.
غیر معمول است که زنجیره ای از حوادث شروع به 2½ سال قبل از اینکه من حتی قرار گرفتن در معرض.
بله، مدت زیادی طول کشید که مراحل را انجام دهم. اول، برخی از پس زمینه.

در ماه مه 2009، چهار ماه قبل از اینکه من به سن دیگو، CA، ایالات متحده آمریکا نقل مکان کرد
تا کار جدیدی را شروع کنم، متوجه شدم که من یک سفر آگاهانه و ناخودآگاهی را آغاز کردهام که زندگی من را تغییر دهد.
در ماههای منتهی به نقل مکان، من از سان دیگو لذت بردم تا زیبایی و تفریح ​​را تحسین کنم.
در آن زمان، من در حال حاضر یک فرد خارج از منزل بودم و با فعالیت جسمانی و پیاده روی بسیار فعال بودم.
من هنوز جهان عکاسی را کشف نکرده بودم، هرچند به نظر می رسید اولین بذر این اشتیاق در حال حاضر شروع به رشد کرده است.

این در یک آخر هفته خاص بود که به سان دیگو رفتم که زیبایی تری ری پینس دولتی را کشف کردم.
برای کسانی که با این ذخایر آشنا نیستند، این پارک ایالتی کالیفرنیا است که بین ساحل La Jolla و دل مار واقع شده است.
این ذخایر طبیعت یکی از دو خانه به گونه ای کاج است که کاج Torrey Pine (Pinus torreyana )،
که بومی این نوار کوچک ساحلی کالیفرنیا و جزیره سانتا رزا یکی از جزایر کانال در ساحل سانتا باربارا، CA است.
Torrey Pines علاوه بر اهمیت گیاه شناسی و محافظتی،
با مسیرهای پیاده روی و ماسه سنگهای زیبا و بی نظیر ساحلی که از منظر دیدنی منظره ای از ساحل ارائه می دهد، پر است.
به نظر من، این یکی از زیباترین مکان های ایالات متحده است.
در اولین بازدید من به این پارک، من بلافاصله در عشق با آن افتادم
و کل پیاده روی آخر هفته را گذراندم و عکسهایی را با نقطه من و دوربین گرفتم.

تجسم نور

KODAK EASYSHARE Z1012 IS دوربین دیجیتال 5.85mm، ISO 64، 1/400، f / 2.8

 

تجسم نور

KODAK EASYSHARE Z1012 IS دوربین دیجیتال 5.85mm، ISO 64، 1/640، f / 2.8

Broken Hill با مردم محلی، گردشگران، مسافران و عکاسان طبیعت محبوب است.
این مسیر کوتاه و پیچیده منجر به یک دره ماسه سنگی زیبا و مشرف به اقیانوس می شود.
کان یون توسط یک زمین گلف به سمت جنوب، اقیانوس به سمت غرب محدود می شود و بقیه ذخایر به شمال.
دید، عطر مرجان ساحلی و کاج Torrey و صدای دور از جریان انفجار، باعث تحریک تمام حواس ها می شود
و این نقطه را از نظر روان شناختی قابل یادآوری است.
در ضربه شلاق بالا که در اواخر ماه مه سال 2009 ساخته شده است،
با وزش باد در پشت من و از بین بردن پرچم شلغم من مانند پرچم flapping در باد،
من هرگز احساس آرامش بیشتر با طبیعت و زندگی.
احساس کردم که اگر در این منطقه عضو شوم و این گام بعدی امیدوار کننده در زندگی است.
در اولین بازدید من در اینجا، علاوه بر افزایش الهام بخش شاهد
این زیبایی طبیعی، متوجه شدم که از این عکس ها لذت بردم.
منظورم این است که من واقعا دوستش داشتم
کمی متوجه شدم که به زودی خودم را به این ذخایر بازگردانم
و این مسیر را به صورت ماهیانه دنبال می کنم. به تازگی، این پیروزی ویژه جایی بود که علاقه من به عکاسی متولد شد.

بعد از اینکه من به سن دیگو نقل مکان کردم، تعداد زیادی بازدید از Torrey Pines را برای پیاده روی،
پیاده روی و عکس های بیشتر انجام دادم.
چه چیزی در مورد عکاسی من در این نقطه منفجر شد،
این بود که من در حال حاضر علاقه مند بودم که عکس هایی با هدف و معنی داشته باشم
و احساسات و زیبایی را که در آن لحظات در حال تجربه بودم،
در مقایسه با عکس های ضربه محکم و ناگهانی مهیج، دستگیر و منتقل کردم.
در واقع، تکامل مفهوم من یک عکس قابل توجه بود.
من شروع کردم به دیدن من و دوربین را به عنوان یک همراه توریستی برای ضبط خاطرات درخشان از صحنه های مختلف،
اما به عنوان یک ابزار برای تفسیر جهان در مقابل من و ایجاد یک عکس است که تاثیر می گذارد و داستان می گوید.

در اوایل سال 2010، عکاسی به شور و شوق تازه ای رسید.
در روزهای تعطیل شده از زمان کار مشغول به کار من،
تا آنجا که ممکن است برای کشف سان دیگو اختصاص داده شده است.
من عاشق احساسات و رنگ های غروب ساحلی، حیات وحش محلی (مهر و موم، شیرهای دریایی و پرندگان ساحلی)،
گل ها و البته، Torrey Pines عزیزم. در فوریه 2010، یک جهش بزرگ به سوء استفاده از عکاسی من انجام دادم.
بعد از 9 ماه از عکاسی با دوربین من و دوربین من احساس کردم که همه چیز را انجام دادم
که احتمالا با آن دوربین کار می کردم و آماده گام بعدی بودم.
بنابراین، تصمیم گرفتم اولین دوربین دیجیتال SLR خود را خریداری کنم،
که منجر به کشف شدت، شفافیت و شور و شوق شد.

حمل و نقل سریع به پاییز 2011، علاوه بر اینکه تجربه بیشتری را با جنبه های زیبایی شناختی و فنی عکاسی به دست آورد،
به الگوهای آب و هوا و نورپردازی در سن دیگو ساحلی پیوست و از کیفیت نور و تاثیر آن بر خلق و خوی قدردانی کرد،
احساسات، و تاثیر بر روی یک عکس. این یک گام بزرگ در فرآیند توسعه من بود.
در اکتبر 2011، شگفتی های عکاسی فیلم را کشف کردم که یک جهش بزرگ دیگر برای من بود.
در نوامبر 2011، من از تقاطع نور، زمین و دریا در Torrey Pines الهام گرفتم.
من جالب توجه بودم که چگونه مه های ساحلی یک خلق و خوی جالب و هیجان بر چشم انداز ایجاد می کند.
من شروع به خواب ضبط کیفیت نور در طلوع خورشید و غروب خورشید در Torrey پینه، به ویژه در Broken هیل.

من فقط هیچ نور رویای ندیدم – من از نور جادویی رویایم.
نور که می تواند تمام نورهای دیگر را که من در عکس ها دیده ام یا دیده ام، فراتر برده ام.
نور که چشم انداز و منظره دریا را به نظر می رسد جوی و عرفانی است.
نور که شاید هیچکس در این سایت شاهد یا عکس ندیده باشد.
من دلم میخواهد یک عکس بسازم که دقیقا همان چیزی را که در آن زمان دیدم و احساس می کند را منتقل می کند
و شاید با بیننده تفاوتی داشته باشد. به تازگی، این یک هدف بلندپروازانه بود،
چون هنوز مجبور نبودم هر عکسی را که از لحاظ از لحاظ کیفیت از لحاظ از راه دور بود، بسازم.

مهمتر از همه، این اولین بار است که من تا به حال در مورد ساخت چنین عکس فکر می کنم.
جهش روانی در تجسم بسیار مهم بود.
این همه به دیدگاه هنری می رسد که من در اولین مقاله خود اشاره کردم.
این سازنده هنری است – هرچند که ممکن است –
که تمام روند را آغاز می کند. این رؤیای نور به یک ضرورت هنری رسیده است.
در آن نقطه بحرانی، اکنون که من در ذهنم شکل گرفته بودم، تنها عدم اطمینان این بود
که آیا این نور حتی وجود داشت. فقط یک راه برای پیدا کردن وجود داشت. بنابراین، شکار آغاز شد …

در اوایل ماه دسامبر 2011، آماده سازی خود را برای ساخت این عکس آغاز کردم.
من تصمیم گرفتم همه چیز را از لحاظ فیزیکی و فنی از آنچه که نیاز دارم، بگیرم.
در روزهای من از کار، من به طور متناوب Broken Hill را در طلوع خورشید به مطالعه الگوی، هدایت و کیفیت نور منجر شدم.
در ابتدا دوتا افزایش، من هدفمند دوربین را نگرفتم –
تنها نوت بوک و قلم من و چند ابزار کوچک دستی: فیلتر قطبی و دو فیلتر گرم کننده.
به طور خاص، من مطالعه کردم که طلوع خورشید رسمی
برای رسیدن به نور برای روشن شدن کوه ها به شرق و درختان در مجاورت مجاورت است.
در جایی که من آرزو داشتم دوربین و سه پایه خود را تنظیم کنم، دستم را از دستم گرفتم تا ترکیبم را بچرخانم.
نور بر روی صورت قنات در زاویه تقریبا 45 درجه قرار گرفت.

از این نقطه به نقطه، من فیلتر پلاریزاس خود را چرخاندم و دیدم
که مقدار قابل توجهی از کیفیت و قطبش قطعی شدن منصفانه منصفانه است،
به این معنی که به طور بالقوه افزایش کنتراست و رنگ می تواند باشد.
من درجه حرارت رنگ نور را مطالعه کردم و از تکامل آن از قرمز مایل به زرد، به رنگ نارنجی تا زرد کم رنگ،
و سپس به رنگ خنثی به عنوان ثانیه، دقیقه، و دو ساعت اول از طلوع خورشید گذشته است.
از آن الگوهای رنگ رنگی، به راحتی می توانم فیلتر تصحیح رنگ را که من در ذهن داشتم، به صحنه تبدیل کنم.
من نور گرمي از نور را از طريق مه و نور قرمز ماسه سنگ روشن كردم.
فیلتر 81C به من بهترین تجدیدنظر را داد. اگرچه هنوز سادگی و کاربرد کارت های سازنده را ندیده بودم

در اواسط دسامبر 2011، در آسمان آفتاب طلوع و غروب خورشید را به تصویر کشیدم.
با استفاده از هر دو تلفن همراه و دوربین منظم من، من توانستم اصلاح نوردهی و اصلاح رنگ خود را انجام دهم،
و مهمتر از همه، برای پرورش فرآیند تجسم که من برای نور جستجو می کردم.

در واقع، یک عکس تست خاص با دوربین معمولی من (که در زیر نشان داده شده است) بسیار خوشایند بود.
تحت هر شرایط دیگری، من با این چاپ محتوا (شاید برخی از عکاسان همسایه من نیز بوده اند) بوده است.
به اعتقاد من، من اعتقاد دارم که این چاپ نخستین تلاش من برای تبدیل ساختار هنری در ذهن من به واقعیت بود.
فرایند تجسم من اجازه ساخت عکسی را دادم که تقسیم نور، زمین و دریا را در این ذخایر انتقال داد.
من تشویق شدم بالاتر از همه، من با فرآیند ساخت عکس تست راضی نبودم، لزوما با نتیجه نهایی.
همانطور که آن چاپ را دوست داشت، هنوز وسواس من را رد نکرد. من می دانستم که این صحنه بیشتر است و این نور از دیدار چشم …

تجسم نور

QSS-32_33

نتیجه گیری تجسم را می توان به عنوان یک سفر آزادانه تفسیر کرد
که از طریق آن عکاس متفکر بر تجارب زندگی و روش منحصر به فرد
تفسیر آن وقایع برای ایجاد یک ساخت هنری ترسیم می کند.
از آنجا، این فرایند تبدیل به یک ساختار به یک ترکیب می شود،
که به نوبه خود توسط خلاقیت و نور ایجاد می شود
و در نهایت انتقال عکاس را در مورد موضوع به تصویر می کشد.
عناصر زیباشناختی، بصری و فنی این فرآیند ممکن است به عکاسان مختلف مربوط باشد؛
این یک فرایند بسیار فردی است که توسط سبک و نگرش منحصر به فرد خود مشخص شده است.

همانطور که امیدوارم این داستان نشان داده شود، تجسم نیازی به نشان دادن یک تلاش برای ایجاد تصویر نیست
و نیازی به بازتاب یک روند کوتاه مدت نیست. برعکس، ممکن است یک تلاش باشد
که روزها، هفته ها، ماه ها یا حتی سال ها را شامل می شود.
این می تواند یک قرار گرفتن در معرض و چاپ موفق و یا شاید یک دنباله ای از تلاش های شکست خورده را نشان دهد.
این نشان دهنده یک پیوستگی است که لزوما شامل ارزیابی مجدد ساختارهای ذهنی یک فرد،
اصلاح ترکیب، ارزیابی ذهنی و عینی از قرار گرفتن در معرض، و یادگیری از اشتباهات و شکست در طول راه است.

من این عکس خاص را در نظر می گیرم نه به این دلیل که از لحاظ فنی و یا زیبایی شناسی خوب است
یا نشان دهنده یک ترکیب قانع کننده است.
دلیل این ایمانی است که من در این فرآیند
همراه با یک تصمیم قطعی برای گرفتن این ضربه سرمایه گذاری کرده ام.
دشواری، مبارزه، عدم اطمینان و ناامیدی ها همه این روند را تجربه ی رضایت بخش می دانستند.
در اصل، این سفر خود، نه محصول نهایی بود. به عقب برمی گردم،
متقاعد شده ام که تجربه من یک عکاس بهتر بود
و بهبودی درک آن هیچ ارتباطی با دنده نداشت
(اتفاقا من یک دوربین 15 ساله و یک لنز 20 ساله برای این عکس استفاده کردم).
یک چشم انداز وجود داشت، نور، مهارت کافی
(و خیلی از شانس) برای ایجاد این اتفاق وجود داشت. این همه چیز مهم است.

تجسم و عکاسی فیلم

کیفیت نور


پست های مرتبط

2 دیدگاه

  • مدیر
    تیر 15, 1398 at 7:59 ب.ظ

    به ما بپیوندید

  • تارا ایراندوست
    تیر 15, 1398 at 8:04 ب.ظ

    سلام
    به مطالب سایتتون علاقه مند شدم ، با اینکه ضعف هایی هست ، ولی دنبال کردن این ترتیب خیلی خوب تونست به من کمک کنه … بهتون خسته نباشید میگم

نظر دهید